سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
ولایت مداری
   1   2      >

حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى‌گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهى اسلامى.
 شما خیال نکنید که در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى که از اسفندیار تعریف مى‌کند، روى دیندارى او تکیه مى‌کند. مى‌دانید که اسفندیار یک فرد متعصب مذهبى مبلغ دین بوده که سعى کرده پاکدینى را در همه جاى ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‌اللهى‌هاى امروز خودمان است؛ آدم خیلى شجاع و نترس و دینى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى که به آن معتقد بوده و رعایت مى‌کرده، خطر بکند و از هفت‌خان بگذرد و حتى با رستم دست و پنجه نرم کند... فردوسى از اول با نام خدا شروع مى‌کند - «به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد» - تا آخر هم همین‌طور است؛ فردوسى را با این چشم نگاه کنید. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحکم و استوارى دارد و واقعا پدر زبان فارسى امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید... شما خیال مى‌کنید که اگر در شاهنامه‌ى فردوسى چیزى برخلاف مفاهیم اسلامى وجود داشت، این‌قدر در جوامع اسلامى جا مى‌افتاد؟
امام خامنه ای در جای دیگری بیان می کنند: آنچه‌ که‌ از حکمت‌، معرفت‌ و اندیشه‌ والای‌ بشری‌ در دیوان‌های‌ شعری‌ زبان‌ فارسی‌ گنجانده‌ شده‌ است‌ بسیار مهم‌ و قابل‌ توجه‌ است‌ و در این‌ زمینه‌ می‌توان‌ به‌ حکمت‌، معارف‌ الهی‌ و اندیشه‌ مورد نیاز بشری‌ که‌ در شاهنامه‌ حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ موجود است‌، اشاره‌ کرد. 
سخنان احمدی نژاد در مورد فردوسی در تاجیکستان
 احمدی نژاد اشاره میکند که با حکومت امویان و عباسیان بر ایران، ایران هم می توانست به سرنوشت همان ها دچار شود و هیچ مانعی هم برای جلوگیری از این اتفاق هم وجود نداشت، اما فردوسی با زنده کردن زبان فارسی، از هضم شدن ایران و ایرانیت در دل عباسی ها جلوگیری می کند و یک روحیه مستقل از آنها را برای ایرانی ها به ارمغان می آورد. شاید اگر فردوسی نبود، اولین حکومت های مسلمان نیمه خودمختار برای اولین بار در ایران شکل نمیگرفتند و حتی اگر شکل میگرفتند نیز توانایی مقابله در برابر فضای فرهنگی عباسی ها را نداشتند.
اگر بپذیریم که در ایران است که اسلام حقیقی وجود دارد(بسیاری از علما در حرف می پذیرند اما اگر احمدی نژاد بگوید نمی پذیرند!)، فردوسی بطور غیر مستقیم باعث فرآیندی شد که اسلام حقیقی اکنون در ایران وجود داشته باشد و اگر او نبود، اسلام حقیقی هم نمی توانست در ایران باقی بماند. البته بدیهی است که هیچ کشوری هم پتانسیل حفظ اسلام را مانند ایران نداشته و نخواهد داشت. یعنی فردوسی بطور غیر مستقیم باعث حفظ پرچم اسلام واقعی شده است.  

پ.ن:lمتاسفانه مدتهاست که برخی هر چه را که خود بخوانند و نخوانند و درک بکنند و نکنند، بر اساس اینکه چه کسی آن را گفته ایراد میگیرندبخصوص که آن را احمدی نژاد گفته باشد... حضرت علی علیه السلام می فرمایند: " نگاه کن چه چیزی گفته می شود ، نگاه نکن چه کسی می گوید." ؛ این ، نه یک دستور دینی صرف یا موعظه اخلاقی که یکی از فرمول های پیشرفت هر جامعه ای است.
هر گاه مردمان جامعه ای خود را از قید حب و بغض افراد رهانیده و به حق و باطل سخنان و اعمال آنها توجه کرده اند ، مسیر ترقی شان گشوده شده است ولی جوامعی که ملاک ها و میزان هایشان ، نه "حق و حقیقت" که "افراد و گروه ها" بوده اند ، با سر به زمین خورده اند. کشورهای جهان سوم که پر هستند از قهرمانانی که مردم آنها را می پرستند ، مصداق عینی این ماجرایند...
حالا قضاوت با خودتان....صد رحمت به بهانه های بنی اسرائیل که برخی امروز دست آن ها را هم از پشت بسته اند...



 





 


نوشته شده در  جمعه 11/1/91ساعت  11:5 صبح  توسط  
  نظرات دیگران()

سوال:
جناب اقای جوانفکر


با عرض سلام و تبریک عید
یک سوال دارم که خواهش می کنم صریح پاسخ دهید.
هدف شما از سفر به لبنان چه بود و آیا همانطور که تابناک نوشت شما موفق به دیدار با سید حسن نصرالله نشده اید؟ فکر می کنید چرا سید حسن نصرالله مشاور رئیس جمهوری را به حضور نپذیرفته است؟ البته این را هم نمی دانم که تابناک چطور از لبنان خبر دار شده است! ممنون!


پاسخ آقای جوانفکر: باسلام و احترام
ضمن تبریک عید نوروز و آرزوی بهترین ها برای شما!
سفر بنده به لبنان به دعوت وزیر اطلاع رسانی این کشور انجام شد و طی این سفر سه روزه با رئیس جمهور، رئیس مجلس ، نخست وزیر، وزیر امورخارجه، وزیر اطلاع رسانی، مدیرعامل خبرگزاری لبنان و خواهر محترمه امام موسی صدر ملاقات و مذاکراتی انجام شد و در نهایت نیز به مدت یک ساعت با رهبر معزز حزب الله لبنان جناب آقای سید حسن نصرالله ملاقات کردم که در آن جناب آقای رکن آبادی سفیر محترم ج.ا.ا و آقای نعیمی مدیر مسوول محترم روزنامه ایران نیز حضور داشتند. در این سفر همچنین...


از منطقه مارون الراس در جنوب لبنان بازدید کردم و در نقطه صفر مرزی با خبرنگاران گفت و گویی انجام شد و مصاحبه هایی علیه رژیم صهیونیستی نیز صورت گرفت. همچنین از شبکه تلویزیونی المنار و روزنامه السفیر لبنان نیز بازدید کردم. دفتر ایرنا در بیروت نیز راه اندازی شد. در مورد سایت تابناک هم، جز ابراز تاسف چیز دیگری نمی توانم بگویم. نتیجه اینگونه بداخلاقی ها به نفع رژیم صهیونیستی است و متاسفانه برخی افراد جز به منافع زودگذر به چیز دیگر نمی اندیشند.




نوشته شده در  پنج شنبه 10/1/91ساعت  12:16 صبح  توسط  
  نظرات دیگران()

 با توجه به تعارضات فکری و سیاسی بسیار شدید اقتدارگرایان و اصولگرایان با امام خامنه ای، این اولین بار نیست که اقتدارگرایان سعی می کنند تا مانع انتشار سخنان امام خامنه ای شوند. (یک نمونه بارز سانسور کامل سخنان امام خامنه ای، صحبت های ایشان در جمع مردم فارس است که در حالیکه احمدی نژاد خانه نشین بود فرمودند: تحلیل ها را بردند به این سمت که رئیس جمهور حرف رهبری را گوش نداده! دستگاههای تبلیغاتی خودشان را از این حرف های سست و بی پایه پر کردند! من با چشمان خود دیده ام که چگونه اقتدارگرایان از این سخنان رهبری متنفرند...) جای تاسف است که منصوبان رهبری که خود را به اشتباه منسوب رهبری معرفی میکنند تا اگر کسی آنها را نقد کرد یا جرات مخالفت با آنها به سرش زد بشود مخالف رهبری و یک ضد انقلابی تمام عیار -که خونش هم می تواند مباح باشد تا مفتی های منبری حکم مرگ و برخی دیگر هم حکم محاربه را در موردشان جاری کنند- اکنون تمام هم و غم و وجود خودشان را در عدم انتشار و از آن مهمتر عدم تحلیل سخنان رهبری در مشهد میگذارند. تصور کنید امام خامنه ای در مشهد یک کلمه از انحراف از برنامه ها یا انحراف از انقلاب یا جریانی برانداز و... سخن می گفتند! الان تکفیری ها را خودشان را با دهها تحلیل و مصاحبه خفه کرده بودند! اما وقتی برایشان نصرفد که سخنان ایشان را تحلیل کنند، خبرگزاری فارس که مدعیست بزرگترین خبرگزاری کشور است حتی حاضر نیست یک مطلب درباره بخش داخلی سخنان ایشان منتشر کند و فقط به انتشار سخنان ایشان بر حسب بخشنامه آنهم با کپی کردن از خامنه ای. آی آر و نهایتش یک گزارش از بازخورد سخنان ایشان درباره سیاست خارجی در رسانه های بیگانگان بسنده می کند. اما مگر امام خامنه ای در مشهد چه فرمودند که اقتدارگرایان و رسانه های آنها تمام سعی میکنند با بایکوت، صبر کنند تا بلکه آب این سخنان هم مانند برخی سخنان دیگر ایشان از آسیاب زمان فرو بریزد؟!
حمایت خاص امام خامنه ای از دولت دهم برخلاف میل اقتدارگرایان
احمدی نژاد در همایش دوم گفتمان انقلاب اسلامی گفته بود: «اگر یک دولت فقط یکی از این اقدامات کنترل مصرف سوخت ، هسته ای شدن ایران ،‌کوچک کردن دولت،‌ اجرای اصل 44، پرداخت سهام عدالت، فضایی شدن، افزایش صادرات غیر نفتی، اجرای هدفمندی یارانه ها و تحول اقتصادی  را در طول دوره خود به اجرا در می آورد برای معرفی کردن خود به عنوان یک دولت موفق کافی نبود؟!»
امام خامنه ای در سخنان خود در مشهد برای بیان موفقیت ها و نقاط مثبت نظام نیز به همین موارد استناد کردند! ابتدا تاکید کردند که شعار ما می توانیم که شعار احمدی نژاد در انتخابات بود همان شعار امام خمینی و انقلاب اسلامی است و ملت ما توانست به همه دشمنان بفهماند ما میتوانیم. امام خامنه ای سپس از طرح هدفمندی یارانه ها و  نحوه اجرای آن توسط دولت -که اقتدارگرایان نحوه اجرای آن را قبول ندارند- به شدت دفاع کردند: "با هدفمندى یارانه‌ها، در واقع یک تعادلى، یک اجراى عدالتى در تقسیم و توزیع یارانه‌ها وجود پیدا کرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر کشور دارم که حاکى از آن است که این کار در بهبود زندگى طبقات ضعیف نقش مؤثر داشته است. این یکى از هدفهاست، که مهمترین هدف و مقصد از این قانون هم همین است." همین نکته که نحوه اجرای هدفمندی یارانه ها هم یه روش درستی صورت میگیرد خطی است که اقتدارگرایان در مجلس به بهانه مخالفتبا آن توانستند اجرای فاز دوم آن را متوقف کنند.
سپس امام خامنه ای به خودکفایی بنزین، پیشرفت های علمی، فضایی و هسته ای شدن، طرح مسکن مهر و... که همه جزو دستاوردهای دولت محسوب میشوند اشاره کردند و از آنها به عنوان نقاط قوت جمهوری اسلامی نام بردند. و آخرین تیر بر تابوت اقتدارگرایان هم حمایت کامل ایشان از دستگاه دیپلماسی بود که دیپلماسی آن را فعال نامیدند.
این سخنان شباهت بسیاری به سخنان ایشان در جمع مردم فارس دارد که در حالیکه احمدی نژاد خانه نشین بود ایشان از دولت حمایت کردند و البته اقتدارگرایران و اصولگرایان این سخنان را سانسور کردند: "...(دشمنان) میدانند که دولت مشغول تلاش و فعالیت و خدمت است. خب، واقعاً در کشور دارد خدمت انجام میگیرد. هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما که راجع به شخص قضاوت نمیکنیم؛ ما کار را، خط را، جهتگیرى را ملاک و معیار قرار میدهیم. آنجائى که کار و خدمت و تلاش هست، حمایت ما هست، حمایت مردم هست. و بحمداللَّه امروز کار دارد انجام میگیرد..."




ادامه مطلب...


نوشته شده در  یکشنبه 6/1/91ساعت  9:59 عصر  توسط  
  نظرات دیگران()

پس از مدتها بالاخره روز موعود فرا رسید. از چند روز قبل دنبال این بودم که با توجه به عدم پخش سوال از رئیس جمهور هر طور که شده بتوانم از نزدیک این جلسه را مشاهده کنم. با لطف یکی از دوستان سرانجام این اتفاق رخ داد و توانستم مجوز ورود به مجلس در این روز تاریخی را بگیرم. قطعا روزی که برای اولین بار از رئیس جمهور کشور سوال میشود و حتی میتواند به نقطه عطف تحولات سیاسی تبدیل شود روز بزرگی است. وارد مجلس که شدیم جواب دکتر احمدی نژاد تازه آغاز شده بود. سر جای خود نشسته بودم و سعی میکردم حتما سخنان دکتر را با عکس العمل نمایندگان تطبیق دهم. در نهایت این جلسه همان شد که اقتدارگرایان از آن به شدت وحشت داشتند!



سوال ها و جواب رئیس جمهور
 سخنان رئیس جمهور یک شروع جالب داشت: تبریک "عید نوروز" به سراسر جهانیان! یعنی یکی از همان ایرادات بنی سرائیلی متحجرین! رئیس جمهور با این شروع نشان داد که برای تفکرات متحجرین، اقتدارگرایان و اصلاح طلبان حتی در آشیانه آنها هیچ اهمیتی قائل نیست. نکته بعدی این بود که او تاکید کرد که با این سوال هیچ اتفاق خاصی نیافتاده، یعنی اوج تخریب و تهدید شما تا اینجا هیچ چیز خاصی محسوب نمیشود!
 سوال درباره اعتبارات مترو به عنوان اولین سوال و جواب رئیس جمهور: رئیس جمهور با بیان کردن کمک های بیسابقه دولت به شهرداری ها از جمله شهرداری تهران، از کسانی که دیگر نماینده ملت نیستند پرسید: "چرا سری به دیگر نهادها مانند شهرداری نمی زنید تا ببینید چگونه هزینه میکنند؟!" سوالی که با یک علامت تعجب ننگین برای مجلس هشتم همراه است... . همین یک مورد که سوال در مورد مترو اولین سوال است و مجلس هشتم هیچ گاه به شهرداری حتی نزدیک هم نشد نشان از زد و بندهای فراوانی دارد که با نه مردم روبرو شدند... .
 سوال دوم درباره آمار از جمله بیکاری بود که رئیس جمهور با قاطعیت از آمار رسمی دفاع کرد. سوال سوم در مورد طرح هدفمندی یارانه ها بود که رئیس جمهور تاکید کرد که دوست و دشمن معترفند این طرح موفقیت آمیز اجرا شده. نکته مهمی که رئیس جمهور با گفتن آن لرزه به تن اقتدارگرایان و اصولگرایان و اصلاح طلبان انداخت، تاکید رئیس جمهور بر سخن گفتن با مردم در اینباره بود(چیزی به عنوان تیغ سانسور دیگر وجود نخواهد داشت).
 مهمترین سوال درباره خانه نشینی و ادعای مقاومت در برابر رهبری بود که احمدی نژاد این موضوع را به شدت رد کرد.
ادامه مطلب...


نوشته شده در  چهارشنبه 24/12/90ساعت  11:18 عصر  توسط  
  نظرات دیگران()

بالاخره آسیاب به ما رسید!



احتمالا همانند وقتی که در سازمان ملل"کفار"به روی صحنه میرود، پشت بلندگو ابتدا میرود، صدایش را صاف میکند و میگوید: اللهم عجل لولیک الفرج... .
از چند ماه قبل بود که باهنر در گفتگویی بیان کرده بود که اتفاقاتی خواهد افتاد که جریان انحرافی با رفتن 10 الی 15 نفر به مجلس باید خوشحال باشند و کلاه خود را به هوا بیاندازند! این صحبت که برخلاف هشدارهای دیگر اقتدارگرایان بود که سعی میکردند همه را از لولوی جریان انحرافی و برنامه هایش برای مجلس بترسانند باعث تمسخر باهنر در بین حامیان دولت شد تا جایی که او را دچار توهم و خوش خیال و... نامیدیم اما با اتفاقاتی که پیش از انتخابات رخ داد و باعث حیرت ما شد تازه فهمیدیم که آقای باهنر حرف بیخودی نزده بود، او به خوبی میدانست که چه اتفاقاتی رخ خواهد داد! همین یک مورد دیگر برای همه ما نشانه خوبیست تا بدانیم باید حرف های باهنر را جدی گرفت، همه حرف هایش! و باهنر گفته: باید مصلحین نظام بلایی را سر حامیان دولت بیاورند تا پس از انتخابات ریاست جمهوری هیچ چیزی از آنها باقی نماند! شورای نگهبان در واقع با این اقدام اولین فاز صحبت های باهنر را اجرا کرد، اولین فاز برای حذف عدالت طلبان از صحنه سیاسی.
یکی از مهمترین اقدامات برای چنین کاری(حذف عدالت طلبان) لزوم تخریب وجه رئیس جمهور و دولت قانونی او بود. در این زمینه همه دست اقتدارگرایان دست به دست هم دادند تا این اتفاق بیافتد. مهمترین زمینه برای تخریب وجه رئیس جمهور بین عموم مردم، کشاندن موضوعاتی که احمدی نژاد را زیر سوال می برند به بین مردم بود و در این زمینه عده ای مطهری را جلو انداختند تا تا با قدرت لابی گری و جنجال سازی خاص خودش یک موج علیه احمدی نژاد ایجاد کند. از آنجا که آنها به خوبی میدانستند پاسخ های احمدی نژاد روند انتخابات را تغییر خواهد داد لذا آنقدر آن را کش دادند تا اینکه بتوانند سرانجام از جنجال ها و حواشی آن پیش از انتخابات استفاده کنند و پاسخ احمدی نژاد را به بعد از انتخابات موکول کنند، یعنی هنگامی که خر آنها از پل گذشت! اما ناگهان با دست خدا و انتخاب مردم همه چیز برگشت!

هر چند به دلیل عدم وجود حامیان دولت در انتخابات، آنها به مجلس نرفتند اما مردم در عوض با رای ندادن به اقتدارگرایان، همه صحنه را به هم ریختند. در تهران در یک اتفاق تقریبا بیسابقه، تنها و تنها 5 نفر توانستند مستقیما به مجلس راه پیدا کنند و لیست علی مطهری به عنوان نماد مخالفت با احمدی نژاد شکست سختی خورد. مردم در این انتخابات به کسانی که به مقابله با دولت برخواسته بودند و خواستار سوال از رئیس جمهور بودند هم رای ندادند تا اقتدارگرایان بفهمند که تمام نقشه های آنها نتیجه معکوس داشته است. اما موعد پاسخ رئیس جمهور به سوالات رسیده است، در حالیکه سرنوشت چیزی حدود یک چهارم کرسی های مجلس مشخص نشده و تهران به عنوان پایتخت سیاسی ایران شاهد یک رقابت خواهد بود. آنها فهمیدند که مخالفت با رئیس جمهور و به خصوص سوال از احمدی نژاد بازخورد منفی داشته است، حالا به اینها اضافه کنید پاسخ های رئیس جمهور را که دیگر کار آنها را تمام میکند، اتفاقی با عنوان ختم اصولگرایی!
بازی باخت- باخت
اقتدارگرایان که سیلی اول را از ملت خورده اند تمام سعی خود را در منتفی کردن سوال از رئیس جمهور انجام میدهند، اما آنها غافلند که این بازی برای آنها باخت- باخت است: چه رئیس جمهور جواب سوالات را بدهد و چه آنها به خاطر ترس از جوابهایش طرح سوال را منتفی کنند. اما آنها به خوبی هم میدانند که جواب رئیس جمهور از بین بد و بدتر همان بدتر است و ناگهان سعی میکنند تا با یک عقب نشینی ذلیلانه، طرح سوال را لغو کنند. ابتدا سایت مهدی هاشمی وارد کار میشود. آنها روز شنبه به خیال خودشان دست به یک افشاگری علیه احمدی نژاد میزنند که قرارداد های خارجی ما بدتر از گلستان و ترکمانچای هستند. اقتدارگرایان سعی میکنند که با این خبر و پوشش آن موج راه بیاندازند تا بتوانند رئیس جمهور را تحت فشار قرار دهند اما موفق نمیشوند و موج آنها شکل نگرفته میخوابد! دیگر هیچ امیدی ندارند، پس آخرین راه را انتخاب می کنند: 7 نماینده تندرو بیانیه ای را منتشر می کنند که حاوی نکات جالبی است: آنها تازه پیام حضور مردم را درک میکنند! و تازه میفهمند باید با قانون گریزترین دولت تاریخ همکاری کنند! و پس از اینکه دیدند سوال از رئیس جمهور چه تبعاتی دارد نگران سیاسی شدن سوال از رئیس جمهور میشوند!!! در واقع حرف آنها اینست که ما از جواب های رئیس جمهور به این مسائل سیاسی و اعتقادی میترسیم و نگران هستیم! اما آنها با مشکلاتی روبرو هستند که مهمترین آنها علی مطهری است!
نقش علی مطهری
هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر از مطهری خوشم بیاید! البته مطهری تمام آبروی خودش را سر قضیه سوال از رئیس جمهور گذاشته بود، هنوز چندماه نگذشته که او به همین بهانه استعفا کرد و الان عقب نشینی از این موضوع باعث بی آبرو شدن او میشود. مطهری هر چند تا حدی قابل مدیریت شدن است(به راحتی رادیکال میشود) اما خوشبختانه به شدت یک دنده است!
نقش مهم جبهه پایداری
به نظرم اگر جبهه پایداری ادعایی دارد و حتی اگر مخالف دکتر باشند با توجه به اینکه مخالفان آنها یعنی طیف علی مطهری و جبهه متحد بیش از آنها زیر تیغ جواب احمدی نژاد خواهند بود، باید از طرح سوال در این شرایط حمایت کنند. این شاید همان چیزی باشد که ثابت کند واقعا جبهه پایداری توانایی انجام کاری را دارد یا خیر؟!
آخرین تیر اقتدارگرایان: بایکوت سوال
رسانه های اقتدارگرا الان به شدت خطی را دنبال می کنند که سعی میکند سوال از رئیس جمهور را به مسئله ای غیر مهم جلوه دهد. سردمدار این جریانات رسانه ای هم خبرگزاری فارس است که به بهانه گزارش کاملا قابل پیش بینی احمد شهیدی، سوال از رئیس جمهور را به حاشیه میبرد... .
پایان اصولگرایی در گرو سوال
اکنون که جبهه متحد اصولگرایان -که در شهرستانها با لیست جبهه پایداری یک لیست داشتند- از دشمن فرضی شکست خورده اند و بیش از 100 نماینده مستقل به مجلس راه پیدا کرده، به نظر میرسد که جواب احمدی نژاد به اقتدارگرایان، پایان اصولگرایی حزبی و انحراف یافته را کلید خواهد زد... .
http://nedaiedaroun.com/


نوشته شده در  چهارشنبه 24/12/90ساعت  1:32 عصر  توسط  
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
سخنان امام خامنه ای در مورد فردوسی
آقای جوانفکر شایعات را رد میکنند
سانسور شدید سخنان امام خامنه ای توسط اقتدارگرایان
تاوان بازی با دم شیر
دکتر سکوتت را فریاد کن
منطق آمریکائی
[عناوین آرشیوشده]